۱۵:۵۹:۵۶ - چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
حضرت فاطمه (س) و حجاب
حضرت فاطمه (س)  و حجاب
بسیج اشکذر: به مناسبت ایام فاطمیه درمورد حجاب سخنانی را جمع اوری کردحضرت فاطمه علیهاالسلام مظهر عفاف و تقوا و سرمشق و سرور تمامی زنان مسلمان است. درتاریخ نقل شده که وقتی ایشان می خواست به بیرون از منزل و نزد پیامبر صلی الله علیه و آله برود، از پوشش های خاصی، مانند جلباب (چادر) […]

بسیج اشکذر: به مناسبت ایام فاطمیه درمورد حجاب سخنانی را جمع اوری کرد
حضرت فاطمه علیهاالسلام مظهر عفاف و تقوا و سرمشق و سرور تمامی زنان مسلمان است. درتاریخ نقل شده که وقتی ایشان می خواست به بیرون از منزل و نزد پیامبر صلی الله علیه و آله برود، از پوشش های خاصی، مانند جلباب (چادر) و برقع (روپوش صورت) استفاده می کرد. افزون بر این، یکی از حوادثی که بیانگر حجاب والای حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام در بیرون منزل و در روبه رو شدن با نامحرم است، آمدن ایشان به مسجد برای دفاع از قضیه فدک می باشد. در تاریخ حجاب حضرت فاطمه علیهاالسلام را این گونه توصیف کرده اند: حضرت زهرا علیهاالسلام هنگام خروج از منزل، مقنعه را محکم بر سر بستند و جلباب و چادر را، به گونه ای که تمام بدن آن حضرت را می پوشاند و گوشه های آن به زمین می رسید، به تن کردند و به همراه گروهی از نزدیکان و زنان قوم خود، به سوی مسجد رفتند.
چادر، بارزترین نمود حجاب اسلامی
بهترین گزینه حجاب اسلامی در عصر حاضر که در قرآن و سیره زنان اهل بیت، به ویژه فاطمه زهرا علیهاالسلام ریشه دارد، چادر است. چادر، بیش از هر لباسی حجم و حرکت بدن را می پوشاند و بزرگواری و فروتنی زن را در برابر احکام اسلام و ارزش های اخلاقی آشکار می سازد. چادر، بیشترین بار فرهنگی حیا و عفاف را با خود به همراه دارد و بیش از هر
پوششی دست رد بر سینه نامحرم می زند؛ چادر مشکی، نگاه شکن است.
حجاب برتر در قرآن
حجاب و پوششی که در قرآن به آن اشاره شده، حجابی است نظیر چادر که تمام بدن را می پوشاند. در آیه ۵۳ سوره احزاب چنین آمده: «خود را با چادرهایشان بپوشانند» که منظور از آن، همان «جلباب» است. مفسران و اهل لغت، معانی مختلفی را برای جلباب ذکر کرده اند. ابن عباس می گوید: جلباب ردایی است که سراسر بدن را از بالا تا پایین می پوشاند. مرحوم علامه طباطبایی نیز جلباب را لباسی می داند که همه بدن را می پوشاند و این همان حجاب برتر است که مصداق آن در زمان حال، چادر یا عبا می باشد.
پایه های حجاب
پوششی که اسلام آن را حکم شرعی می داند، عملی ظاهری و گسسته از پایه ها و فرهنگ اسلام نیست؛ بلکه حجاب بر پایه های مستحکمی استوار است که زنان به طور طبیعی به سوی آن متمایل می شوند.
ایمان به خداو آخرت، از مهم ترین پایه های حجاب است. اعتقاد به علم و حکمت خداوند و حکیمانه بودن احکام وضع شده، پذیرش حکم الهی حجاب را برای بانوان آسان می کند.
آگاهی و شناخت سیمای زن، حقیقت حجاب و نیز فلسفه و آثار آن، از دیگر پایه های مستحکم پوشش دینی است. آگاهی، به عمل، معنا و ارزش و دوام می بخشد.
پرهیزکاری، یکی دیگر از پایه های حجاب اسلامی است. تقوای آدمی، ضامن اجرای احکام خداست. پوشیدگی زن، نشانه تقوای اوست.
رابطه حجاب و عفاف
پوشش، ارتباط بنیادی با عفاف داشته و نمی شود کسی طرفدار حیا و عفاف باشد، ولی با اصل پوشش مخالفت کند. عفاف، روح حجاب است و پوشش اسلامی، کامل ترین گونه رعایت عفاف شمرده می شود. حجاب و پوشش زن، به منزله حاجب و مانعی در مقابل افراد بیمار دلی است که قصد نفوذ و تصرف در حریم دیگران را دارند. نیز باید بدانیم که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی های عمومی انسان است. پس هر چه حجاب و پوشش ظاهری بهتر و بیشتر باشد، در تقویت روحیه عفت تأثیر بیشتری می گذارد و در مقابل، هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد، حجاب ظاهری هم تحت تأثیر قرار می گیرد.
حجاب از دیدگاه مقام معظم رهبری
مقام معظم رهبری درباره جایگاه واقعی زنان می فرماید: «زن در جهان امروز مظلوم واقع شده است و یکی از ابعاد این مظلومیت این است که با تبلیغات فریب کارانه، زن ها را تشویق کرده که بدون پوشش در منظر دید ظاهر شوند و با این کار، او را تا حد یک کالای مصرفی پایین آورده و به یک وسیله التذادی تبدیل کند. حجاب زن و وجود یک محدودیت در رابطه زن و مرد، حکم قرآنی است. مربوط به چند خبر واحد و حدیث نیست که بشود خدشه ای در آن وارد کرد. وقتی قرآن، قرار شد پیاده بشود، بایدحجاب رعایت شود. حجابی که اسلام قرار داده است، برای حفظ ارزش هاست. هرچه را که خدا دستور فرموده است، چه برای زن و چه برای مرد، برای این است که آن ارزش های واقعی که اینها دارند و ممکن است به واسطه شیاطین و دست های فاسد استعمارگران و عمّال آنان پایمال شوند، زنده بمانند».
رهنمودهای مقام معظم رهبری به زنان
مقام رهبری در توصیه هایی به زنان در مورد عدم تقلید و مدگرایی چنین می فرماید: «عده ای از چادر فرار می کنند، به خاطر این که هجوم تبلیغاتی غرب دامن گیرشان نشود؛ اما به آن حجاب واقعی بدون چادر هم رو نمی آورند، چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار می دهد. تصور نکنید اگر ما فورا چادر را کنار گذاشتیم، دست از سر ما برمی دارند. آنها به این چیزها قانع نیستند، بلکه می خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان در اینجا، مثل زمان شاه که زن اصلاً حجاب و پوشش نداشت، عمل شود».
مقام معظم رهبری درباره شأن واقعی زنان می فرماید: «زن می تواند در کسب کمالات معنوی به جایی برسد که اولیای الهی رسیدند. زنان جامعه باید پیرو زنان نمونه اسلام باشند و میل خود را به مصرف گرایی ها و تجملات بیش از حد کاهش دهند».
عقوبت اخروی بی حجابان و بدحجابان
حضرت علی علیه السلام فرموده اند: روزی به اتفاق فاطمه علیهاالسلام به خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله شرفیاب شدم، در حالی که آن حضرت به شدت می گریست. عرض کردم: پدر و مادرم فدایت باد چرا گریه می کنید؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «علی جان! شبی که به معراج رفتم، زنانی از امتم را دیدم که به شدت عذاب می شدند. برای شدت عذاب آنان می گریم». سپس کیفیت عذاب هر یک را برای ما تشریح فرمود. آن گاه حضرت فاطمه علیهاالسلام عرضه داشت: ای محبوب من و نور چشمانم! مرا از گناه این زنان آگاه گردان و پیامبر به تفصیل به چند مورد از این گناهان اشاره فرمودند؛ مانند زنی که مویش را از نامحرمان نمی پوشاند، زنی که بدنش را برای دیگران آرایش می کرد، زنی که خویش را به دیگران و نامحرمان عرضه می داشت و… .
فایده حجاب در بُعد اقتصادی
فرهنگ پوشش و حجاب، مصرف پوشاک، زیورآلات، و کالاهای تجملی را کاهش می دهد و بر درآمد خانواده اثر مستقیم دارد. در مواردی، حتی این مد گرایی و چشم هم چشمی ها در میان زنان، به اختلاف و مشکلات خانوادگی و حتی طلاق می انجامد. زنان با روی آوردن به فرهنگ خودآرایی و بی حجابی، در واقع به مصرف کننده ای سیری ناپذیر تبدیل می شوند که توسعه و رونق بازار مصرف و پر شدن جیب سرمایه داران داخلی و خارجی را به دنبال دارد. در این صورت، وجود زن به وسیله ای برای ترویج و تبلیغ کالاهای مختلف تبدیل می شود و از این رو، زن مظلوم ترین قربانی سرمایه داری غرب و در عین حال برنده ترین سلاح دست همین سرمایه داری است.
تهاجم فرهنگی و بی حجابی
بی حجابی در ایران و دیگر سرزمین های اسلامی، ابعاد عمیق تری دارد. ممکن است بی حجابی و آزادی مفرط زنان در غرب را از عوارض انقلاب صنعتی ارزیابی کنیم و آن را ناشی از سیاست اقتصادی بدانیم که سردمداران غرب برای استفاده از کار ارزان، چنین فاجعه ای را به بار آورند؛ ولی در کشورهای اسلامی، موضوع چیز دیگری است. نخستین قدمی که استعمارگران در مستعمره خود برمی دارند، تهاجم فرهنگی برای نابودی فرهنگ ملت ستمدیده است تا فرهنگ وارداتی و بیگانه را جایگزین آن سازند. فرهنگ برهنگی و آزادی جنسی، از مشخصه های فرهنگ غرب است که به صورت های مختلف به جوامع تزریق می کنند. یکی از نخستین مواردی که مورد تهاجم فرهنگی قرار می گیرد، حجاب و پوشش است که بارزترین نشانه فرهنگی و نماد ملی به شمار می آید.
فایده حجاب در بعد خانوادگی
کارکرد حجاب در بُعد خانوادگی، اختصاص یافتن لذت های غریزی به محیط خانواده و در محدوده ازدواج مشروع است؛ برعکس، بی حجابی باعث سستی ریشه های نهاد خانواده می شود. در جامعه ای که برهنگی بر آن حاکم است، هر زن و مردی همواره در حال مقایسه به سر می برد؛ مقایسه آنچه دارد با آنچه ندارد و چیزی که ریشه خانواده را می سوزاند، این است که این مقایسه، آتش هوس را در زن و مرد دامن می زند. در این صورت، روابط زناشویی و همسرداری به سردی می گراید و افراد مجرد هم، به مسئله ازدواج بی میل شده، به راحتی تن به زندگی مشترک نمی دهند.
حجاب، تدبیر آفرینش
اسلام که زن را گوهر گران بهای هستی می داند، حجاب را همچون صدف، بهترین وسیله برای حفظ و ثبات شخصیت او معرفی کرده است. اسلام مقام زن را در جامعه بالا برده و برای پیشرفت و سعادت او، خدمات شایان وقابل توجهی انجام می دهد. حجب و حیا که از ویژگی های فطری زن است، تدبیر نیکوی آفرینش برای حفظ مقام و موقعیت زن در برابر مرد به شمار می آید. زنان مسلمان در پرتو پوشش و حجاب اسلامی، نقش سازنده خود را ایفا نموده، ثابت می کند زن مسلمان کالای تبلیغاتی نیست.
حجاب، پرچم کشور وجود
پیشینه حجاب و پوشش انسان، به اندازه تاریخ آفرینش اوست. پوشش و لباس هر کس، پرچم کشور وجود اوست؛ پرچمی که او بر در خانه وجودش برافراشته و با آن اعلام می دارد که از کدام فرهنگ پیروی می کند. چنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خویش ابراز می کند، هر انسانی نیز مادام که به یک سلسله ارزش ها و بینش ها معتقد و دل بسته باشد، لباس متناسب با آن ارزش ها و بینش ها را از تن به در نخواهد کرد. حجاب اسلامی، پرچمی است که زنان مسلمان بر تارک وجود خویش برافراشته اند و نشان دهنده استقلال و آزادی آنان از بند شیطان های درونی و بیرونی است.
حجاب و کاهش فساد
ارتباط آزاد زنان و مردان و برداشتن قیودی مانند حجاب، نه تنها فساد جنسی را کاهش نمی دهد، بلکه به گواهی آمار، در کشورهای غربی و آفریقایی، این اختلاط بی حد و مرز به معضل و بحران تبدیل شده است. برداشتن قید و بندها، عشق واقعی را می میراند و هرزگی، بی بندوباری و تنوع طلبی را در افراد افزایش می دهد و سبب انحرافات مختلف جنسی می شود.
آثار و کارکردهای حجاب
زن با حجاب اسلامی، به تهذیب و تزکیه نفس و ملکات نفسانی پرداخته و قرب الهی را فراهم می سازد. زن در پناه حجاب به ارزش های واقعی و تکامل معنوی خود می رسد. پوشش اسلامی زن، به منزله حفاظ ظاهر و باطن، او را از افراد نامحرم در امان می دارد و کارکردهای مثبتی برای او به همراه دارد. کلام زیبای سرور پرهیزکاران، حضرت علی علیه السلام بیانگر این ادعاست: «حجاب، زن ها را پاینده تر، سالم تر و پاکیزه تر نگاه می دارد».
ریشه های بی حجابی و بدحجابی
۱٫ هواپرستی
بدحجابی، بی حجابی و جلوه گری زنان در برابر مردان بیگانه، عوامل فراوانی دارد. یکی از ریشه های بی حجابی را باید در خصلت پیروی از هوای نفس برخی زنان جست وجو کرد. آنها جز به شیک پوشی، خودنمایی، لذت خواهی و خوش گذرانی نمی اندیشند. رفتار چنین زنانی، ماهیت فرهنگی دارد. آنها به حاکمیت فرهنگ هوس بر زندگی خود اعتقاد دارند و آن را جزء اخلاق خود ساخته اند. زنی که از چنین روحیه و اعمالی برخوردار است، باید بداند ریشه اعمال او، نفس اماره و وسوسه های شیطان است. او هدف از آفرینش خود را گم کرده و به پوچی و خط قرمز فقر معنوی راه یافته است. تنها راه نجات چنین زنی، بازگشت به ارزش های دینی و تقوای الهی است.
۲٫ کسب موفقیت های کاذب
انسان، موفقیت طلب است و همواره می خواهد در میان مردم جایگاهی در خور داشته باشد. موفقیت های حقیقی، در اثر علم آموزی و به دست آوردن فضیلت های اخلاقی به دست می آید. البته برخی زنان که فاقد این ارزش ها هستند، با نمایش زیبایی ها، جاذبه های طبیعی و ساختگی زنانه خود، سعی در جلب توجه دیگران می کنند تا به کمبودهای باطنی خود پاسخ دهند. بی حجابی، زن را صاحب فضیلت نمی کند، بلکه از او عروسکی می سازد که دست به دست یا چشم به چشمش می کنند. ارزش زن بالاتر از آن است که خود را چراگاه چشم های گرسنه نامحرمان سازد.
۳٫ ضعف ایمان و حی
بی حجابی، فقر فرهنگ دینی است. فرمان های الهی و از جمله حجاب اسلامی، از سوی خدای متعالی به بشر ابلاغ گردیده و عمل به آنها، جز در پرتو ایمان به پروردگار عالم که ریشه اصلی عمل است، میسر نخواهد بود. یکی از سفارش های دینی، توصیه به حیا است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «کسی که حیا ندارد، ایمان ندارد». پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله هم در مورد حیا می فرماید: «خدا، حیا و پوشیدگی بندگانش را دوست دارد». ضعف حیا در برخی از زنان و دختران غالبا از دوستان ناباب، فیلم های مبتذل، جهل به ارزش والای عفت و حیا، و فرهنگ اقوام و خانواده، به ویژه از روحیه مادر و پدر سرچشمه می گیرد. حضور با پوشش های نامناسب و زننده دختران پیش از سنین تکلیف در جامعه نیز یکی از عوامل بی پروایی به شمار می آید.
۴٫ خانواده های دور از آموزه های دینی
خانواده، جامعه ای کوچک است و مدیریت آن با همه محدودیت، بسیار ظریف و دشوار به نظر می رسد. فرهنگ خانواده، تأثیر فراوانی در تعلیم و تربیت و آینده فرزندان دارد. خانواده هایی که از آموزه های دینی فاصله می گیرند، به یک فرهنگ برزخیِ بین اسلام و خواسته های نفسانی خود می رسند. بسیاری از عقاید آنها رنگ مذهبی و دینی ندارد. کسانی که در این خانواده ها رشد می کنند، دین را زبانی می پذیرند و با کمترین سختی و تضاد با تمایلاتشان، به راحتی از آن چشم پوشی می کنند. پوشش دینی در خانواده های شبه مذهبی مناسب نیست و فرزندان در چنین خانواده هایی، با فرهنگ تسامح به دین عادت می کنند که از تربیت والدین سرچشمه می گیرد. آنها دین و احکام مربوط به آن را در حاشیه زندگی خود، آن هم بسیار کم رنگ قرار می دهند.
حجاب و رنگ مشکی
آن گونه که از شواهد لغوی، حدیثی و تاریخی به دست می آید، رنگ حجاب قرآنی (خمار و جلباب) مشکی بوده است. افزون بر این، در کلمات دانشمندان اسلامی و روان شناسان، شواهدی وجود دارد که تأیید کننده تأمین حجاب و پوشش بیشتر زنان، با حجاب های رنگ مشکی است. در روان شناسی رنگ ها در مورد رنگ سیاه چنین آمده: سیاه به معنای «نه» بوده و نقطه مقابل «بله»، یعنی رنگ سفید است. رنگ مشکی بر عکس رنگ سفید، رنگی است صامت و غیرفعال وبیننده را تحریک نمی کند. چنین ویژگی هایی در رنگ مشکیِ حجاب بانوان در مقابل نامحرم، با فلسفه و حکمت حجاب که همان پوشیدگی بدن در مقابل نامحرم و عدم تحریک جنسی اوست، بسیار سازگار می نماید. رنگ مشکی، نگاه شکن است و از جلب توجه و خیرگی چشم ها می کاهد.
حجاب؛ مدافع آزادی زنان
حجاب اسلامی، به معنای زندانی کردن زن و بستن دست او نیست تا مخالف آزادی باشد. پوشش دینی، کلید آزادی زن و جامعه از اسارت های نفسانی بوده، نتیجه بی حجابی، فرورفتن در کام اسارت هاست؛ زیرا بی حجابی، همواره با مد گرایی همراه است و زنان مدگرا، پیوسته در اسارت مدسازان به سرمی برند. لجام گسیختگی های جنسی که غرب به اسم آزادی به زن داده، نه تنها او را اسیر لباس ها، مدها و ظاهرسازی ها می کند، که عقل و هوش و بینش او را سلب کرده، او را به اسیری با معلولیت های فرهنگی مبدل می سازد. اگر حجاب محدودیت است، بی حجابی اسارت است. حجاب، محدودیت ارزشی است که زن و جامعه او را از مفاسد زیادی حفظ می کند.
فلسفه تفاوت پوشش زن و مرد
احکام تشریعی اسلام، متناسب با ویژگی های تکوینی و به منظور تأمین مصالح و دفع مفاسدی است که افراد را تهدید می کند. تفاوت مرد و زن در بسیاری از احکام تشریعی از جمله حجاب نیز، از تفاوت های تکوینی آنها سرچشمه می گیرد. دین مقدس اسلام برای حفاظت مردان از مفاسد ناشی از محرک های شهوت انگیز، به آنها در کنترل و مراقبت از چشم در برخورد با نامحرم هشدار و در مقابل، به دلیل لطافت و حساسیت زنان، برای مراقبت و مصون ماندن، آنها را به حجاب و پوشش در مقابل نامحرمان فرمان داده است.

تبليغات
بانک پاسارگاد