۱۱:۵۶:۴۶ - چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
چه سود، خاطر ما به خاطرت نگرانی؟
چه سود، خاطر ما به خاطرت نگرانی؟
معاون جهاد کشاورزي ميبد : اجراي اين طرح نقطه عطفي براي افزايش توليدات دامي اين منطقه کويري استان به شمار می رود.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما مرکز یزد ، به اواسط خیابان قیام یزد که می رسیم در میان صدای ماشین ها وهمهمه عابران، صدایی متفاوت به گوش می رسد.
چه سود، خاطر ما به خاطرت نگرانی؟

به تابلوی بازار خیره می شوم که معرف بازار مسگرهای یزد است مکانی متعلق به قرن نهم که همچنان دست نخورده باقی مانده است.
از همان ورودی بازار هیاهویی پیداست اما در شلوغی رفت و آمد ها، زرق و برق ظروف زیبای مسی برایم دلبری می کنند.
قدم زنان بازار را نظاره می کنم ، در میان صدای تبلیغ کردن فروشنده ها و چانه زدن خریدارها، آهنگ چکش زدن پیرمردهای مسگر بیش ازهمه مرا را به خود جذب می کند، آهنگی که برای رهگذران زیباست اما گوش آهنگساز را کر کرده.

چه سود، خاطر ما به خاطرت نگرانی؟

وقتی ساز بازار کوک نبود
یادم می آید چند سال پیش از همین بازار عبور می کردم و جز چند مغازه بقیه مغازه ها بسته بود و تنها چند پیرمرد در بازار در حال چکش زدن بودند،خبری از خرید و فروش نبود فروشنده ها از وضعیت کسادی بازار می نالیدند و استادکاران از تعطیل شدن مسگری هایش.
اواسط بازار حاج حسین را دیدم، تنها جلوی مغازه اش نشسته بود، قابلمه ای مسی را شکل می داد به او سلام کردم پاسخی نشنیدم گویا فکر عمیقی حاج حسین را درگیر کرده بود، کنارش نشستم و باز سلام کردم وقتی مرا دید چکشش را زمین گذاشت و سلام داد گفت بلندتر بگو گوشهایم نمی شنود

چه سود، خاطر ما به خاطرت نگرانی؟

صدایم را بلندتر بردم و از او درباره اوضاع بازار پرسیدم آهی کشید و گفت خودتان که می بینید صاحبان این مغازه ها که مرده اند مغازه ها هم بسته شده اند و کسی حاضر نیست این کار را ادامه دهد.
او از کودکی در کنار پدرش مسگری می کرده و به خاطر صدای ضربه های چکش گوشهایش کر شده و به سختی با سمعک می شنید، نه تنها حاج حسین بلکه همه پیرمردهای این بازار زندگیشان را برای این هنر گذاشته اند و از صدای ضربه های چکش گوشهایشان به مرور سنگین شده است.
وقتی پای صحبتشان نشستم از روزگاری گفتند که این بازار بروبیایی داشت و ظروف مسی طرفداران زیادی داشت؛ بخش مهمی از جهیزیه دختران بود و در هر خانه ای از وسایل کارآمد بود.

چه سود، خاطر ما به خاطرت نگرانی؟

رونق دوباره بازار مسگری یزد
صدای حاج حسین هنوز در گوشم می پیچد در حالی که در بازار به قدم زدنم ادامه می دهم، رونق دوباره این هنر اصیل یزدی را می بینم،مغازه هایی که همگی دوباره باز شده اند، بعضی مغازه ها کارگاه مسگری ست و کار ساخت، تعمیر و قلع کاری ظروف مسی را انجام می دهند و بعضی مغازه ها فروشنده این ظروف هستند.
معاون صنایع دستی اداره کل میراث فرهنگی استان با من همراه می شود دهقان می گوید در سالهای گذشته با روی آوردن دوباره مردم به ظروف مسی، برای احیای این هنر تسهیلاتی را در نظر گرفتیم تا جوانان علاقه مند بتوانند کارگاههایی را راه اندازی کنند و خوشبختانه تقاضا در این زمنیه بسیار بالابود و تاکنون بیش از ۳۰ کارگاه مسگری در حال فعالیت هستند .

چه سود، خاطر ما به خاطرت نگرانی؟

به گفته او معافیت از پرداخت مالیات، بیمه و معرفی به صندوق کارآفرینی برای دریافت تسهیلات از جمله حمایت های این اداره است.
حالا با حمایت هایی که از این هنرمندان شده دیگر در بازار مسگر ها جایی برای راه اندازی کارگاه نیست،حالا مسگری از بازار فراتر رفته و به کارگاه های سطح شهر رسیده است.
به چند کارگاه سری میزنم که همه از کارشان راضی هستند و از رونق مسگری می گویند

چه سود، خاطر ما به خاطرت نگرانی؟

آقای دشتی ۵ سال است که کارگاهش را راه انداخته و یک شاگرد هم دارد او سرویس قاشق چشنگال مس را می سازد با انواع طرح ها و مدل ها، می گوید سفارش هایم زیاد است و از آنجا که رقابت هم در این هنر وجود دارد باید هرماه طرح جدیدی را بزنم
آقای حاجی غلامی هم جوان دیگری ست که به عنوان مسگر معروف یزد شهرت پیدا کرده او هنر پدرش را احیا کرده و ۳ شاگرد دارد، با طرح ها و ایده های جدیدی که در ساخت ظروف مسی به کاربرده، ۵ اثر او به تازگی نشان ملی دریافت کرده است.
کمی آن طرف تر به بزرگترین کارگاه تولیدی ظروف مسی یزد می روم آقای اشرافیان از صفر تا صد کارش را در کارگاه انجام می دهد او هم هنر پدرش را احیا کرده،دوسال است که کارگاهش را راه انداخته و ۳۰ کارگر دارد..
آن روی سکه بازار، هنراصیل یزدی در دست کارگران بیگانه
احیای هنر مسگری و رونق دوباره این بازار به همت جوانان یزدی یک روی سکه ای ست که همه می بینند اما این اتفاق آن روی سکه ای هم دارد که باید دیده شود.

چه سود، خاطر ما به خاطرت نگرانی؟

اما چیزی که در همه این کارگاهها نظرم را به خودش جلب کرد این بود که همه کارگران مسگری از اتباع بیگانه هستند و تنها صاحب کارانش بومی اند. صاحب کارانی که بیشتر کارشان تجارت است و زحمت ساخت را باید کارگران بکشند. یکی از این کارگران می گوید ۶ سال است که این هنر را آموخته ام و از کارم خیلی راضی ام . عزت الله می گوید ماهی ۳ میلیونهم درآمدم هست. .
از صاحب کاران که علت کارنکردن کارگران بومی را می پرسم، می گویند چون مسگری کار پرسروصدایی ست هیچ کدام از جوانان حاضر نیستند که تن به این کار بدهند.
از یک کارشناس صنایع دستی علت را پرسیدم کارگر می گوید علت این مشکل آموزش ندادن استادکاران به جوانان است و همچنین این کار را یک کار سخت معرفی کرده اند.اتباع بیگانه سالهاست که به صورت فامیلی این کار را آموزش و به دست گرفته اند.
به گفته او از آنجایی که بخشی از این کار با دستگاه انجام می شود امروزه دیگر مسگری کار سختی نیست و جوانان علاقه مند می توانند با مراجعه به معاونت صنایع دستی اداره کل میراث فرهنگی استان برای آموزش این هنر اقدام کنند.
چه سود خاطر ما را به خاطرت نگرانی؟
امروز داشتم به حرفهای حاج حسین فکر می کردم وقتی درباره رونق بازار از او پرسیدم گفت چه فایده که این هنر را جوانان خودمان یاد نگرفته اند. در چشم هایش هنوز نگرانی موج می زد.گفت: چه سود خاطر ما را به خاطرت نگرانی؟
نگرانی از هنری که نسل به نسل از پدران به ما رسیده و امروز به جای جوانان یزدی، به دست اتباع بیگانه می چرخد.کاری که درآمد خوبی هم دارد و با ایجاد یک کارگاه، هم جوانان زیادی برسرکار می آیند و هم این هنر اصیل یزدی به نسل بعد منتقل و حفظ می شود.
نویسنده :زهرا گنجعلی


منبع :: http://yazd.iribnews.ir

تبليغات
بانک پاسارگاد